روانشناسی مخاطب در تبلیغات و کپی رایتینگ به شما کمک میکند تا فراتر از کلمات فکر کنید و ذهن، احساس و انگیزهی خواننده را درک کنید. در واقع هر تصمیمی که مخاطب میگیرد، از خواندن ادامهی متن تا کلیک روی دکمه خرید، نتیجهی واکنشهای روانی و عاطفی اوست.
کپیرایتر حرفهای کسی است که این واکنشها را میشناسد و میداند هر گروه از مخاطبان به چه محرکهایی پاسخ میدهند؛ از لحن و واژهها گرفته تا رنگها و ساختار جملهها. در این مقاله با اصول روانشناسی مخاطب در کپی رایتینگ آشنا میشوید، انواع روشهای دستهبندی مخاطبان را بررسی میکنیم و یاد میگیرید چگونه از رفتارشناسی و تیپهای شخصیتی برای نوشتن متنهای مؤثرتر استفاده کنید.
روانشناسی مخاطب در کپی رایتینگ دقیقا یعنی چه؟
روانشناسی مخاطب در کپی رایتینگ یعنی درک شیوهی فکر کردن، احساسات، انگیزهها و الگوهای تصمیمگیری افرادی که قرار است پیام شما را دریافت کنند. این مفهوم به کپیرایتر کمک میکند بداند چرا یک جمله، تصویر یا وعده میتواند در ذهن مخاطب اثر بگذارد و رفتار او را تغییر دهد.
در واقع، هدف روانشناسی مخاطب این است که بهجای نوشتن از نگاه برند، از زاویه دید مخاطب بنویسید. وقتی بدانید او چه چیزی میخواهد، از چه چیزی میترسد و چه عاملی باعث میشود به شما اعتماد کند، میتوانید پیام خود را به زبان خودش بیان کنید.
این شناخت، پایهی تمام تصمیمهای کپیرایتر است؛ از انتخاب واژهها و لحن گرفته تا ترتیب نمایش اطلاعات و طراحی فراخوان اقدام. هرچه شناخت عمیقتر باشد، احتمال تأثیرگذاری متن نیز بیشتر میشود.چارچوب سریع شناخت و روانشناسی مخاطب
برای اینکه بتوانید در کپیرایتینگ تأثیرگذار عمل کنید، باید تصویری واضح از ذهن، نیاز و رفتار مخاطب خود داشته باشید. این شناخت تنها با حدس و گمان بهدست نمیآید، بلکه نیاز به چارچوبی دارد که بتوان بر اساس آن، مخاطب را تحلیل و طبقهبندی کرد.
چهار ابزار کاربردی در روانشناسی مخاطب به شما کمک میکنند: پرسونای مخاطب، نقشه همدلی (Empathy Map)، چارچوب Job to Be Done (کارهایی که مخاطب میخواهد انجام دهد) و دستهبندی بر اساس تیپهای شخصیتی.

۱. پرسونای مخاطب
پرسونا نمایندهی گروهی از مشتریان واقعی شماست که ویژگیها، انگیزهها و اهداف مشابهی دارند.
با ساخت سند پرسونای دقیق، مشخص میشود با چه کسی صحبت میکنید، او چه دغدغهای دارد و از چه زبانی بیشتر تأثیر میگیرد. یک پرسونای ساده معمولاً شامل این موارد است:
- مشخصات کلی: سن، شغل، موقعیت جغرافیایی، سطح آگاهی
- اهداف و نیازها: چه چیزی برای او اهمیت دارد
- چالشها: چه موانعی جلوی تصمیمگیری او را میگیرد
- ترجیحات رفتاری: در چه رسانههایی فعال است و به چه نوع محتوایی واکنش نشان میدهد
مثال: برند دیجیکالا در کمپین «بهوقت خرید» بر اساس پرسونای «خانوادهی جوانی که بهدنبال خرید هوشمندانه است» پیام خود را طراحی کرد. در این کمپین، تمام تصاویر، رنگها و متنها با دغدغهی «مدیریت زمان و بودجهی خانواده» هماهنگ بودند.
مطالعه بیشتر: پرسونای مخاطب چیست؟
۲. نقشه همدلی (Empathy Map)
نقشه همدلی ابزاری است که به شما کمک میکند از نگاه مخاطب، برند خود را ببینید. در این روش، رفتار و احساسات مخاطب در شش بخش تحلیل میشود:
- او در محیط اطراف خود چه چیزهایی میبیند و میشنود؟
- در گفتوگوها و رفتار روزمرهاش چه میگوید و چه میکند؟
- از چه مسائلی نگران است و به چه چیزهایی امید دارد؟
- و در درون خود چه احساسی دارد؟
مثال: برند اسنپ در طراحی پیامهای تبلیغاتی خود برای رانندگان از نقشه همدلی استفاده میکند. در ویدیوهای استخدام رانندگان، صدای واقعی آنها شنیده میشود و پیام اصلی حول محور «درآمد پایدار و آزادی زمان کار» شکل گرفته است؛ یعنی دقیقاً همان چیزی که در بخش «احساسات و خواستهها»ی نقشه همدلی این پرسونای خاص قرار دارد.

۳. چارچوب Job to Be Done در روانشناسی مخاطب
این چارچوب بر کاری تمرکز دارد که مخاطب میخواهد انجام دهد، نه صرفاً ویژگیهای محصول یا خدمت. به بیان ساده، مشتری محصول شما را «استخدام» میکند تا مشکلی را حل کند یا نیازی را برطرف سازد.
فرمول سادهی آن چنین است:
وقتی در موقعیت [X] قرار دارم، میخواهم [Y] انجام دهم تا بتوانم به [Z] برسم.
مثال: در تبلیغ «محصولات سریعپز» برند میهن، تمرکز اصلی روی کاری است که مخاطب قصد انجامش را دارد: آشپزی سریع در زمان کم، بدون افت کیفیت طعم. پیامهای این برند بر اساس Job to Be Done طراحی شدهاند، نه صرفاً معرفی ویژگی محصول.
۴. دستهبندی بر اساس تیپهای شخصیتی
تیپشناسی شخصیتی یکی از ابزارهای مؤثر برای درک عمیقتر رفتار و زبان مخاطب است. روانشناسان ویژگیهای افراد را بر اساس چهار بُعد اصلی ارزیابی میکنند. ترکیب این ابعاد، رفتار و الگوی تصمیمگیری هر فرد را شکل میدهد. تست MBTI نیز بر همین اساس طراحی شده و ۱۶ تیپ شخصیتی را معرفی میکند.
شناخت این تیپها به کپیرایتر کمک میکند تا بفهمد مخاطب او بیشتر با منطق متقاعد میشود یا احساس؛ آیا به جزئیات توجه دارد یا به تصویر کلی؛ و ترجیح میدهد پیام را به شکل داستان، داده یا تجربه دریافت کند.
اگر تازه در حال ساخت چارچوب روانشناسی مخاطب هستید، تمرکز بر چهار بُعد زیر کافی است:
1. درونگرا یا برونگرا
افراد درونگرا انرژی خود را از خلوت و آرامش میگیرند، در حالی که برونگراها از ارتباط و تعامل اجتماعی انرژی میگیرند.
در تبلیغات، درونگراها معمولاً به پیامهای آرام، شخصی و تأملبرانگیز پاسخ بهتری میدهند، اما برونگراها با لحن پرانرژی، جمعی و هیجانی ارتباط بیشتری برقرار میکنند.
2. حسی یا شهودی
افراد حسی به واقعیت، جزئیات و تجربههای ملموس توجه دارند. در مقابل، افراد شهودی به تخیل، آینده و ایدههای نو جذب میشوند. در نتیجه، متنهایی که برای گروه حسی نوشته میشود باید دقیق، روشن و همراه با مثال واقعی باشد، در حالی که متنهای مناسب برای افراد شهودی بهتر است الهامبخش و خلاقانه باشند.
3. تفکری یا احساسی
افراد تفکری تصمیمهای خود را بر پایهی منطق و داده میگیرند، اما افراد احساسی تحتتأثیر ارزشها و روابط انسانی هستند.
برای تیپ تفکری، بهتر است از استدلال، عدد و آمار استفاده شود؛ اما در مورد افراد احساسی، روایت و حس همدلی تأثیرگذارتر است.
4. قضاوتگر یا ملاحظهگر (ادراکی)
قضاوتگرها برنامهمحور، منظم و تصمیمگیر هستند؛ در مقابل، افراد ملاحظهگر منعطفتر و تجربهگرا عمل میکنند. کپیهایی که وعدهی نظم، اطمینان و نتیجه مشخص میدهند برای گروه اول مناسباند، در حالی که گروه دوم به متنهایی جذب میشوند که حس آزادی و امکان انتخاب را تقویت میکند.
مثال برند: برند فلای تودی در کمپین «با یک کلیک، سفر کن» از دو لحن متفاوت برای جذب دو تیپ شخصیتی استفاده کرد. در نسخهی اول که برای تیپ «تفکری» طراحی شده بود، تمرکز بر داده و مزیت رقابتی (مقایسه قیمت، پشتیبانی ۲۴ ساعته) بود. در نسخهی دوم که برای تیپ «احساسی» ساخته شد، روایت تجربهی سفر و حس ماجراجویی محور اصلی پیام بود. هر دو نسخه یک هدف داشتند اما از دو مسیر روانشناختی متفاوت به آن رسیدند.
این 4 ابزار، پایهی هر نوع روانشناسی مخاطب هستند. اگر بهدرستی اجرا شوند، به شما کمک میکنند متنی بنویسید که دقیقتر، انسانیتر و اثربخشتر با مخاطب ارتباط برقرار کند.
۱۰ محرک روانشناختی مؤثر در کپیرایتینگ
شناخت مخاطب زمانی به نتیجه میرسد که بتوانید از این آگاهی برای اثرگذاری واقعی در متن استفاده کنید. در روانشناسی تبلیغات، مجموعهای از الگوهای رفتاری شناخته شدهاند که بهصورت ناخودآگاه بر تصمیمگیری افراد تأثیر میگذارند. این الگوها را میتوان «محرکهای روانشناختی» نامید.
درک این محرکها به کپیرایتر کمک میکند تا متنهایی بنویسد که صرفاً اطلاعرسان نباشند، بلکه احساس، اعتماد یا کنجکاوی را در مخاطب فعال کنند. در ادامه با ده محرک مهم آشنا میشویم که استفادهی درست از آنها میتواند نرخ تبدیل، یادآوری برند و میزان تعامل را به شکل محسوسی افزایش دهد.
۱. توهم حقیقت (Illusion of Truth Effect)
توهم حقیقت یکی از شناختهشدهترین اصول روانشناسی در تبلیغات است. بر اساس این نظریه، هر جمله یا ادعایی که چند بار شنیده یا دیده شود، در ذهن مخاطب معتبرتر و واقعیتر به نظر میرسد؛ حتی اگر در ابتدا نسبت به آن تردید داشته باشد. مغز انسان تمایل دارد اطلاعات آشنا را راحتتر بپذیرد، زیرا پردازش آنها انرژی کمتری میطلبد.
در کپیرایتینگ، این اصل به معنای تکرار هدفمند پیام اصلی برند است. اگر میخواهید ویژگی یا مزیتی از محصول در ذهن مخاطب ماندگار شود، باید آن را در تیتر، بدنه متن و فراخوان اقدام با بیانهای مختلف تکرار کنید. البته این تکرار نباید خستهکننده باشد، بلکه باید با زاویههای متفاوت و لحنهای تازه تکرار شود تا «آشنایی» ایجاد کند، نه «تکرار ملالآور».
مثال برند: برند نستله در کمپین جهانی «Good Food, Good Life» بیش از دو دهه از همین تکنیک استفاده کرده است. تکرار این شعار در بستهبندی، ویدیوهای تبلیغاتی و حتی محتوای آموزشی، باعث شده عبارت سادهی «Good Food, Good Life» به بخشی از هویت ذهنی برند تبدیل شود. مخاطب بدون نیاز به توضیح، ارتباط بین کیفیت غذا و سبک زندگی سالم را درک میکند.
💡 پیشنهاد میکنیم برای شناخت بهتر رفتار کاربران شبکههای اجتماعی، مقاله «اصول کپشننویسی حرفهای» را بخوانید تا بتوانید محتوایی بنویسید که مستقیماً بر احساس مخاطب اثر بگذارد.
۲. وزن و ریتم در متن تبلیغاتی
انسانها بهطور طبیعی به الگوهای موزون و آهنگین واکنش مثبت نشان میدهند. ذهن ما جملات دارای ریتم، قافیه یا تکرار ساختاری را آسانتر به خاطر میسپارد و حتی ناخودآگاه به آنها اعتماد بیشتری دارد. این موضوع همان چیزی است که باعث ماندگاری شعارهای تبلیغاتی در ذهن مخاطب میشود.
در کپیرایتینگ، استفاده از وزن و ریتم میتواند در هدلاین، شعار، تیترهای فرعی و حتی فراخوان اقدام تأثیر چشمگیری بگذارد. ریتم، سرعت خواندن را کنترل میکند و باعث میشود پیام نهتنها خوانده شود، بلکه در ذهن شنیده شود.
نکته مهم: ایجاد ریتم به معنای شعر گفتن نیست؛ کافی است از تقارن آوایی، تکرار واژهها یا جملات کوتاه و هموزن استفاده کنید تا متن خوشخوان و بهیادماندنی شود.
مثال برند: شعار قدیمی برند کوکاکولا یعنی “Open Happiness” نمونهای ساده از ریتم است. دو واژهی کوتاه با آوای هماهنگ، احساسی مثبت و تصویری روشن در ذهن ایجاد میکنند. در نمونههای فارسی نیز شعار «هیجان زندگی با سنایچ» نمونهی خوبی از حفظ ریتم و هماهنگی واژگان است. این نوع ساختار باعث میشود پیام بهجای آنکه فقط خوانده شود، در ذهن «طنین» پیدا کند و در حافظه ماندگار شود.

۳. مکان و ترتیب قرارگیری عبارتها در متن تبلیغاتی
در متنی که برای تبلیغات نوشته میشود، جایگاه جملات و ترتیب نمایش اطلاعات نقشی تعیینکننده در درک و واکنش مخاطب دارد. مطالعات رفتارشناسی نشان میدهد که کاربران در فضای وب، محتوا را بهصورت کامل نمیخوانند، بلکه آن را اسکن میکنند. چشم مخاطب ابتدا به تیترها، ابتدای پاراگرافها و عناصر بصری جلب میشود. بنابراین، محل قرارگیری پیام اصلی و واژههای کلیدی، تأثیر مستقیمی بر میزان یادآوری و اقدام کاربر دارد.
در کپیرایتینگ، قانون «ابتدا و انتها» اهمیت ویژهای دارد؛ یعنی ذهن مخاطب بیشترین میزان توجه را به اولین جملهای که میخواند و آخرین عبارتی که در ذهنش باقی میماند نشان میدهد. به همین دلیل، تیتر باید حاوی قویترین وعده یا احساس باشد و فراخوان اقدام (CTA) باید در انتهای بخش بهوضوح و با تأکید تکرار شود.
نکات کلیدی برای چیدمان مؤثر متن:
- تیتر اصلی (H1) باید پیام احساسی و کلیدواژه اصلی را همزمان منتقل کند.
- پاراگرافهای اول و آخر هر بخش، بهترین محل برای تأکید بر مزیت یا وعده برند هستند.
- استفاده از بولت پوینتها و فاصلهگذاری منظم، درک مطلب را تسهیل میکند و نرخ درگیری ذهنی را بالا میبرد.
مثال برند: در کمپین معرفی «کارت طلایی ایرانخودرو»، ترتیب اطلاعات بهدقت طراحی شده بود. در ابتدا، تیتر تبلیغ با وعدهی اطمینان («همیشه در مسیر مطمئن باشید») آغاز میشد. در بدنهی متن مزایا و جزئیات خدمات ذکر میشد و در پایان، فراخوان اقدام با رنگ متفاوت و لحن قاطع تکرار میشد: «برای اطمینان بیشتر، همین حالا ثبتنام کنید». این ساختار موجب شد پیام اصلی، یعنی «احساس امنیت و همراهی»، در ذهن مخاطب تثبیت شود.

۴. دلیل و بهانه (The Power of Because)
ذهن انسان تمایل دارد برای هر تصمیم، دلیلی قانعکننده پیدا کند. زمانی که یک پیام تبلیغاتی شامل واژههایی مانند «زیرا»، «به این دلیل که»، یا «چون» باشد، مخاطب احساس میکند انتخابش منطقی و درست است؛ حتی اگر آن دلیل چندان قوی نباشد.
مطالعات روانشناسی نشان داده است که افزودن یک توجیه ساده، میزان پذیرش درخواست یا پیشنهاد را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. مغز انسان در جستوجوی معنا و دلیل است و وقتی این نیاز برآورده میشود، مقاومت ذهنی کاهش مییابد.
✅ در کپیرایتینگ، استفاده از این محرک به شما کمک میکند تا ادعای خود را معتبرتر نشان دهید. به جای اینکه فقط بگویید «این محصول بهترین انتخاب است»، جمله را با دلیل تکمیل کنید:
«این محصول بهترین انتخاب است زیرا از مواد طبیعی و بدون افزودنی تولید میشود.»
نکات کاربردی:
- همیشه دلیل یا گواهی کوتاه برای هر ادعا بیاورید.
- از شواهد واقعی مانند منبع، آمار، یا تجربه مشتری استفاده کنید.
- از دلیلهای مبهم یا احساسیِ بیپایه پرهیز کنید، زیرا ممکن است اثر معکوس داشته باشند.
مثال برند: برند کاله در کمپین «به این میگن ماست واقعی» از همین محرک استفاده کرد. جملهی تبلیغاتی نهتنها ادعا را بیان میکرد، بلکه با واژهی «واقعی» حس دلیل و اصالت را القا میکرد. در نسخههای تلویزیونی نیز بلافاصله دلیل ذکر میشد: «چون از شیر تازه تهیه شده». این ترکیبِ ادعا و توجیه کوتاه، باعث شد پیام برند طبیعی و قابلاعتماد در ذهن مخاطب ثبت شود.
📌 اگر میخواهید از شناخت روانی مخاطب به خلق محتوای باکیفیت برسید، حتماً مقاله «محتوای خوب چیست» را مطالعه کنید تا با معیارهای جذابیت و ماندگاری محتوا آشنا شوید.
۵. احساس مالکیت و اختیار در تصمیمگیری (Sense of Control)
انسانها ذاتاً دوست دارند تصمیمگیرنده باشند. وقتی احساس کنند در انتخاب آزادند، تمایل بیشتری به پذیرش پیشنهاد یا خرید محصول پیدا میکنند. در مقابل، اگر احساس کنند تحت فشار قرار گرفتهاند یا مجبور به انجام کاری هستند، مقاومت ذهنیشان فعال میشود.
💡 در کپیرایتینگ، این اصل با عنوان اصل اختیار شناخته میشود. پیامهای تبلیغاتی که حس کنترل را به مخاطب میدهند، در واقع او را تشویق به تصمیمگیری داوطلبانه میکنند. بهجای اینکه دستور بدهید، مسیر را برای تصمیمگیری مستقل باز بگذارید.
برای مثال، به جای گفتن «همین حالا ثبتنام کنید»، میتوانید بنویسید «اگر دوست دارید زودتر یاد بگیرید، همین حالا ثبتنام کنید». اضافه شدن همین بخش کوتاه باعث میشود ذهن مخاطب احساس کند کنترل در دستان خودش است و در نتیجه احتمال واکنش مثبت بیشتر میشود.
نکات کاربردی:
- از لحن دستوری مستقیم (مثل «حتماً بخرید» یا «باید ثبتنام کنید») پرهیز کنید.
- به جای اجبار، از دعوت و پیشنهاد استفاده کنید.
- عباراتی مانند «میتوانید»، «اگر خواستید»، «در صورت تمایل» یا «انتخاب با شماست» باعث تقویت حس اختیار میشوند.
مثال برند: برند دیجیکالا جت در تبلیغات خود از این محرک بهخوبی استفاده میکند. در پیام «میتونی همین حالا سفارشتو ثبت کنی»، لحن نرم و غیردستوری باعث شده کاربر احساس اجبار نکند و تصمیم خرید را به اختیار خودش بداند. همین ظرافت زبانی باعث افزایش نرخ کلیک در کمپینهای کوتاهمدت این برند شد.
۶. استفاده از صفات خاص و بهیادماندنی (Power of Specific Adjectives)
کلمات عمومی و تکراری بهسختی در ذهن مخاطب ماندگار میشوند، اما صفات خاص و تصویرساز میتوانند همان جملهی ساده را به عبارتی تأثیرگذار تبدیل کنند. در روانشناسی زبان، واژههایی که حس، رنگ یا تصویر ذهنی ایجاد میکنند، بیشتر در حافظه باقی میمانند. بنابراین انتخاب واژههای دقیق و متمایز، یکی از مهمترین ابزارهای کپیرایتر برای ایجاد تمایز برند است.
✅ در تبلیغنویسی، بهجای استفاده از صفاتی مانند خوب، عالی، جدید یا متفاوت، از واژههایی استفاده کنید که جزئیات بیشتری را منتقل میکنند و احساسی ملموس در ذهن میسازند. برای نمونه، عبارت «عطر ماندگار» تأثیر بسیار بیشتری از «عطر خوب» دارد، زیرا ویژگی خاصی را برجسته میکند.
نکات کاربردی:
- از صفاتی استفاده کنید که بتوان آنها را «دید، شنید یا احساس کرد».
- صفات را با عدد، رنگ یا حس همراه کنید (مثلاً «طعم کرمی و لطیف»، «رنگ طلایی طبیعی»، «قدرت جذب ۳ برابری»).
- زیادهروی در صفات احساسی یا مبهم باعث کاهش اعتبار پیام میشود.
مثال برند: برند سنایچ در کمپین «طعم واقعی میوه» از همین اصل استفاده کرد. بهجای صفات کلی مثل «خوشمزه» یا «طبیعی»، از واژهی «واقعی» بهره گرفت تا تصویری از اصالت و صداقت در ذهن مخاطب بسازد. این صفت ساده اما خاص، نهتنها مزیت محصول را توصیف میکرد، بلکه حس اعتماد و تفاوت را نیز منتقل میکرد.

۷. تأثیر رنگها در روانشناسی مخاطب و تصمیم خرید (Color Psychology in Advertising)
رنگها فقط عناصر بصری نیستند؛ آنها حامل معنا، احساس و هویتاند. هر رنگ میتواند واکنش خاصی در ذهن و بدن انسان ایجاد کند. در روانشناسی تبلیغات، رنگ یکی از قویترین محرکهای ناخودآگاه محسوب میشود که میتواند تصمیم خرید را تسریع یا متوقف کند.
مطالعات در زمینه روانشناسی مخاطب نشان میدهد مخاطبان تنها در چند ثانیه پس از مشاهدهی یک تصویر یا صفحه وب، بر اساس ترکیب رنگها احساس اعتماد، هیجان یا آرامش پیدا میکنند. به همین دلیل، انتخاب رنگ در طراحی تبلیغ، لندینگ پیج یا حتی تایپوگرافی متن، بخش مهمی از کپیرایتینگ محسوب میشود.
معانی متداول رنگها در ذهن مخاطب:
- قرمز: انرژی، هیجان، سرعت و فوریت
- آبی: اعتماد، آرامش، ثبات
- سبز: رشد، سلامتی، طبیعت
- زرد: شادی، توجه، خلاقیت
- مشکی: قدرت، تجمل، اقتدار
- نارنجی: شور، جوانی، انرژی مثبت

نکات کاربردی در انتخاب رنگ:
- رنگ دکمههای اقدام (CTA) باید با رنگ اصلی پسزمینه در تضاد باشد تا توجه جلب کند.
- از رنگ برند بهعنوان عامل ثبات ذهنی استفاده کنید؛ تکرار رنگ در تبلیغات باعث یادآوری سریعتر برند میشود.
- پیش از انتخاب رنگ، باید فرهنگ و زمینهی مخاطب در نظر گرفته شود؛ زیرا برداشت احساسی از رنگها در جوامع مختلف متفاوت است.

مثال برند: برند دیجیکالا بهصورت هدفمند از رنگ قرمز در عناصر کلیدی خود استفاده میکند. این رنگ علاوه بر هماهنگی با هویت برند، حس فوریت و انرژی را در زمان خرید آنلاین تقویت میکند. همین انتخاب رنگ در دکمههای «افزودن به سبد خرید» و بخش تخفیفها باعث شده نرخ کلیک و تصمیمگیری کاربران افزایش یابد.
تاثیر رنگ روی نرخ تبدیل
پژوهشهای حوزهی روانشناسی مخاطب برای سنجش نرخ تبدیل نشان میدهد رنگهای گرم مانند قرمز، زرد و نارنجی توجه بیشتری جلب میکنند و معمولاً در پیامهای مربوط به فروش یا تخفیف مؤثرترند. در مقابل، رنگهای سرد مانند آبی و سبز حس اعتماد و آرامش ایجاد میکنند. بههمین دلیل، برندهایی که به دنبال واکنش سریع مخاطب هستند، از ترکیب رنگهای جسورانهتری در تبلیغات خود استفاده میکنند.

۸. اصل اثبات اجتماعی و تأیید جمعی (Social Proof)
انسانها معمولاً در تصمیمگیری، به رفتار و انتخاب دیگران نگاه میکنند. اگر ببینند گروهی از افراد تصمیمی گرفتهاند یا تجربهای مثبت از محصولی داشتهاند، احتمال اینکه همان مسیر را دنبال کنند بیشتر میشود. این پدیده در روانشناسی با عنوان اثبات اجتماعی شناخته میشود و یکی از مؤثرترین ابزارها در ترغیب رفتار خرید است.
در کپیرایتینگ، استفاده از اثبات اجتماعی یعنی نشان دادن شواهدی از رضایت، اعتماد یا تجربهی دیگران. این شواهد میتوانند شامل آمار کاربران، نظر مشتریان، نقلقول از افراد معتبر، یا حتی تعداد بازدیدها و فروش باشند. ذهن مخاطب با دیدن این نشانهها بهصورت ناخودآگاه نتیجه میگیرد که «اگر دیگران اعتماد کردهاند، احتمالاً من هم میتوانم اعتماد کنم».
نکات کاربردی:
- از نقلقول مستقیم مشتریان در متن تبلیغ یا لندینگ پیج استفاده کنید.
- عدد و آمار را بهصورت دقیق و واقعی بیان کنید (مثلاً «بیش از ۵۰ هزار کاربر فعال»).
- از نظر کارشناسان یا رسانههای معتبر به عنوان تأیید خارجی بهره بگیرید.
- اگر کسبوکارتان تازه است، میتوانید از اثبات اجتماعی غیرمستقیم مانند «توصیه در رسانهها» یا «تأیید از سوی متخصصان» استفاده کنید.
مثال برند: برند اسنپ در تبلیغات خود بهطور مداوم از این اصل بهره میبرد. شعارهایی مانند «میلیونها نفر هر روز با اسنپ سفر میکنند» یا «با بیش از ۱۰۰ هزار راننده فعال در سراسر کشور» نمونهی روشن استفاده از اثبات اجتماعی است. این آمار، حس اطمینان و تعلق را در مخاطب تقویت میکند و احتمال استفادهی کاربر جدید از سرویس را بالا میبرد.
📌 درک روانشناسی مخاطب بدون یادگیری عمیق اصول تبلیغنویسی ممکن نیست. منابع آموزشی برای یادگیری تبلیغنویسی در این مقاله، مسیر یادگیری شما را هدفمندتر میکند.
۹. اصل کمیابی و فوریت (Scarcity & Urgency)
یکی از قویترین محرکهای روانشناختی در تصمیمگیری انسان، ترس از دست دادن است. ذهن ما طوری طراحی شده که به موقعیتهای «در حال اتمام» سریعتر واکنش نشان دهد تا فرصت را از دست ندهد. به همین دلیل، هرچه محصول یا پیشنهاد محدودتر به نظر برسد، جذابتر و ارزشمندتر درک میشود.
در کپیرایتینگ، اصل کمیابی (Scarcity) و فوریت (Urgency) بهصورت تأکید بر محدود بودن زمان، تعداد یا شرایط خاص پیشنهاد بهکار میرود. این حسِ «اگر الان اقدام نکنم، از دستش میدهم» یکی از مؤثرترین راهها برای افزایش نرخ تبدیل در صفحات فروش است.
نکات کاربردی:
- از عبارتهایی مانند «فقط تا پایان امروز»، «تعداد محدود»، یا «ثبتنام برای ۳۰ نفر اول» استفاده کنید.
- محدودیت باید واقعی و قابلاعتماد باشد؛ در غیر این صورت، مخاطب احساس فریب پیدا میکند.
- برای کاهش اضطراب تصمیم، همزمان با ایجاد فوریت، مزیت اصلی را نیز یادآوری کنید (مثلاً «فقط تا امشب، ۲۰٪ تخفیف برای شرکت در دوره تولید محتوا»).
مثال برند: برند باشگاه محتوا در کمپینهای ثبتنام فصلی خود از این اصل بهصورت هدفمند استفاده میکند. در اطلاعرسانی فصلهای جدید، معمولاً عباراتی مانند «مهلت ثبتنام تا جمعه» یا «ثبتنام قسطی فقط برای نفرات اول» دیده میشود. این پیامها با ایجاد حس فوریت واقعی، مخاطب را به تصمیم سریعتر تشویق میکنند و در عین حال صداقت برند را حفظ مینمایند.
💡 اگر میخواهید در سطحی عمیقتر بر ذهن مخاطب تأثیر بگذارید، مقاله «میکروکپی چیست» را از دست ندهید؛ جایی که درباره نقش کلمات کوتاه در رفتار کاربر صحبت شده است.
۱۰. اصل پاداش و بازپرداخت (Reciprocity Principle)
رفتار انسان بر پایهی تمایل به برقراری تعادل در روابط شکل گرفته است. وقتی از کسی لطف یا ارزشی دریافت میکنیم، ناخودآگاه تمایل داریم آن را جبران کنیم. این واکنش طبیعی در روانشناسی با نام اصل بازپرداخت یا تقابل شناخته میشود و یکی از مؤثرترین ابزارهای ایجاد اعتماد در بازاریابی است.
در تبلیغنویسی، زمانی که برند پیش از فروش، ارزشی واقعی در اختیار مخاطب قرار میدهد، ذهن او تمایل پیدا میکند با اقدام متقابل پاسخ دهد؛ مثلاً با ثبتنام، اشتراکگذاری یا خرید. این پاداش میتواند محتوای آموزشی رایگان، فایل کاربردی، تخفیف یا حتی پاسخگویی صادقانه باشد.
نکات کاربردی:
- پیش از درخواست خرید یا اقدام، ارزشی ملموس به کاربر بدهید.
- ارزش اولیه باید واقعی و متناسب با نیاز مخاطب باشد، نه صرفاً یک وعدهی تبلیغاتی.
- حس قدردانی را در پیام خود تقویت کنید (برای مثال: «از همراهی شما ممنونیم، این هدیه برای شروع مسیر شماست»).
مثال برند: برند دیجیاستایل در کمپین «هدیه خرید اول» از این اصل بهخوبی استفاده کرد. کاربران جدید با اولین خرید خود، کارت هدیهای برای خرید بعدی دریافت میکردند. این تجربهی مثبت اولیه باعث میشد حس اعتماد و تمایل به تکرار خرید در ذهن کاربر شکل بگیرد. در واقع برند با ارائهی یک پاداش ساده، چرخهی بازپرداخت روانی را فعال کرد.
نمونهای از محرکهای روانشناختی در رفتار مخاطب
بر اساس تحلیل وبسایت Prezent.ai، برخی از شناختهشدهترین محرکهای روانشناختی که در تبلیغات و کپیرایتینگ کاربرد دارند، عبارتاند از:
| محرک روانشناختی | توضیح کوتاه | نمونه کاربرد در تبلیغات |
|---|---|---|
| کمیابی (Scarcity) | مخاطب را به اقدام سریع ترغیب میکند، زیرا احساس میکند فرصت محدود است. | فروشگاههای آنلاین با عباراتی مثل «فقط چند عدد باقی مانده» یا «فقط تا پایان امروز» کاربران را به خرید فوری تشویق میکنند. |
| اعتبار (Authority) | اعتماد را از طریق ارجاع به منابع یا افراد معتبر افزایش میدهد. | برندهای دارویی که از توصیهی پزشکان یا متخصصان در تبلیغات خود استفاده میکنند. |
| بازپرداخت (Reciprocity) | احساس تعهد به جبران لطف یا دریافت ارزش ایجاد میکند. | شرکتهایی که نمونهی رایگان یا هدیه اولیه ارائه میدهند تا مشتریان را به خرید بعدی ترغیب کنند. |
| اثبات اجتماعی (Social Proof) | افراد تمایل دارند رفتار دیگران را تقلید کنند، بهویژه در شرایط عدم اطمینان. | برندهایی که نظرات مثبت کاربران را نمایش میدهند تا حس اعتماد ایجاد کنند. |
| محبوبیت و صمیمیت (Likability) | افراد بیشتر به پیامهایی از سوی اشخاص یا برندهای صمیمی واکنش مثبت نشان میدهند. | برندهایی مانند Dove که در کمپینهای خود از پیامهای مثبت دربارهی زیبایی واقعی استفاده میکنند. |
| تعهد و ثبات (Commitment & Consistency) | انسانها تمایل دارند با رفتارها و تصمیمهای گذشتهی خود سازگار بمانند. | سرویسهای اشتراکی که دورهی آزمایشی رایگان ارائه میدهند تا کاربران پس از تجربه، به استفاده ادامه دهند. |
درک فرهنگ و مرز اخلاقی در استفاده از روانشناسی تبلیغات
روانشناسی مخاطب در تبلیغات زمانی ارزشمند است که با درک فرهنگ و اخلاق همراه باشد. هدف از بهکارگیری آن، کمک به تصمیمگیری آگاهانهی مخاطب است، نه دستکاری احساسات یا فریب ذهن او. برندها باید بدانند هر پیام تبلیغاتی در بستر فرهنگی خاص معنا پیدا میکند. برای نمونه، برند نوشیدنی «الموت» هنگام ورود به بازار کشورهای عربی با شکست روبهرو شد، زیرا واژهی «موت» در زبان عربی بهمعنای مرگ است. نادیده گرفتن همین تفاوت زبانی و فرهنگی، باعث ایجاد حس منفی و از بین رفتن جذابیت برند شد.
در بُعد اخلاقی نیز نمونههایی از خطا دیده میشود؛ مانند تبلیغ یک بلاگر در اینستاگرام برای دفتر وکالت که در آن با لحنی شوخیآمیز از زنان میخواست خیانت کنند و وعده میداد در دادگاه از آنها دفاع خواهد کرد. این نوع پیامها، هرچند ممکن است توجه کوتاهمدت جلب کنند، اما از نظر اخلاق حرفهای و احترام به مخاطب آسیبزا هستند و میتوانند به اعتبار برند لطمهی جدی بزنند. رعایت مرزهای فرهنگی و اخلاقی، مهمترین شرط استفادهی مسئولانه از روانشناسی در تبلیغات است.
📌 برای درک جامعتر از مسیر تأثیر محتوا بر ذهن و رفتار مشتری، مطالعه مقاله «آموزش بازاریابی محتوایی» را پیشنهاد میکنیم؛ جایی که روانشناسی مخاطب به زبان بازاریابی ترجمه میشود.
چکلیست نهایی روانشناسی مخاطب در کپیرایتینگ
پیش از انتشار هر متن تبلیغاتی، بهتر است مطمئن شوید اصول روانشناسی مخاطب را در آن رعایت کردهاید. این چکلیست به شما کمک میکند نوشتهتان را با نگاه تحلیلیتر بررسی کنید و اثرگذاری آن را افزایش دهید:
-
پرسونای مخاطب مشخص است؟
ویژگیهای جمعیتشناختی، دغدغهها و انگیزههای رفتاری او را بهطور کامل شناسایی کردهاید. -
نقشه همدلی تدوین شده؟
میدانید مخاطب چه میبیند، چه میشنود و نسبت به محصول یا پیام چه احساسی دارد. -
پیام برند با اصول روانشناسی مخاطب همراستاست؟
لحن و کلمات متن متناسب با نیازهای ذهنی و احساسی مخاطب انتخاب شدهاند. -
از یکی از محرکهای رفتاری استفاده کردهاید؟
مثلاً اصل کمیابی، اثبات اجتماعی یا حس اختیار در تصمیمگیری. -
دلیل و گواه برای ادعاها وجود دارد؟
از منبع، داده یا توضیح منطقی برای تقویت اعتماد استفاده کردهاید. -
رنگ و طراحی با روانشناسی مخاطب سازگار است؟
رنگ CTA، پسزمینه و تصویرها با احساسات موردنظر هماهنگی دارند. -
واژههای احساسی و تأثیرگذار بهاندازه بهکار رفتهاند؟
متن از صفتهای کلی خالی است و از واژههای خاص و تصویرساز بهره میبرد. -
فراخوان اقدام (CTA) واضح و متقاعدکننده است؟
درخواست اقدام در پایان متن دیده میشود و با انگیزهی روانی مخاطب هماهنگ است. -
توزیع اطلاعات در متن متعادل است؟
مفهوم اصلی و کلیدواژهها در تمام بخشها پخش شدهاند، نه فقط در ابتدای متن. -
احساس اعتماد و احترام در لحن حفظ شده؟
متن بدون تحمیل یا فریب نوشته شده و تصمیمگیری نهایی را به خود مخاطب واگذار کردهاید.
با رعایت این موارد، محتوای شما نهتنها از نظر ساختار تبلیغاتی کامل است بلکه با اصول علمی روانشناسی مخاطب نیز همراستا خواهد بود و میتواند اعتماد و واکنش مثبت بیشتری ایجاد کند.
🔎 اگر تازه وارد دنیای تبلیغنویسی شدهاید و نمیدانید از کجا شروع کنید، نقشه راه یادگیری کپیرایتینگ به شما کمک میکند مسیر آموزش و تمرین را گامبهگام براساس اصول روانشناسی مخاطب پیش ببرید.
جمعبندی و شروع روانشناسی مخاطب
روانشناسی مخاطب در کپیرایتینگ، نقطهی تمایز میان نوشتن ساده و تأثیرگذاری واقعی است. زمانی که بدانید مخاطب چگونه فکر میکند، چه چیزی برایش مهم است و چه احساسی پشت تصمیمهایش وجود دارد، هر جمله از شما میتواند واکنشی هدفمند ایجاد کند.
کپیرایتر حرفهای کسی است که ذهن انسان را میشناسد و این شناخت را با خلاقیت، صداقت و احترام تلفیق میکند. استفادهی هوشمندانه از اصول روانشناسی، در کنار درک فرهنگی و اخلاقی، نهتنها باعث افزایش فروش میشود بلکه اعتماد، ماندگاری و اعتبار برند را نیز تقویت میکند.
سری مقالات آموزش کپیرایتینگ
اگر میخواهید کپیرایتینگ را بهشکل حرفهای یاد بگیرید، این مجموعه مقالات از پایه تا پیشرفته، شما را با اصول، تکنیکها و ابزارهای تحلیل عملکرد تبلیغات آشنا میکند:
- آموزش کپی رایتینگ | همه چیز درباره آموزش Copywriting و تبلیغ نویسی
- کپی رایتینگ چیست؟ از صفر تا نود کپیرایتینگ
- تبلیغ نویسی چیست؟ ۱۱ گام برای نوشتن متنهای متقاعدکننده
- بهترین تکنیکهای کپی رایتینگ (ترفندهای ایدهپردازی)
- روانشناسی مخاطب در کپیرایتینگ و هرآنچه باید بدانید
- کلمات جادویی در تبلیغ نویسی و تأثیر آن بر فروش
- دعوت به اقدام یا Call to Action چیست؟ + ۵۰ نمونه CTA
- یو ایکس کپی رایتینگ چیست؟ آینده شغلی UX Copywriter
- یو ایکس رایتینگ چیست و چگونه یو ایکس رایتر شویم؟
- ۲۱ منبع آموزش کپی رایتینگ برای تبلیغنویسها
- میکروکپی چیست و در چه حوزههایی استفاده دارد؟
- سنجش اثربخشی تبلیغات | ۱۰ شاخص مهم برای کپیرایترها
- گوگل آنالیتیکس برای کپیرایترها
📚 این مجموعه بخشی از دسته آموزش کپیرایتینگ در وبسایت باشگاه محتوا است.
خیلی دنبال این موضوع بودم ❤️❤️❤️
وقتی در تصویر قرار باشد متن در یک سمت و تصویر در سمت دیگر باشد، متن در سمت چپ باید قرار بگیرد یا راست؟ در رابطه با این سوال فکر میکنم اول باید بینیم تمرکزخودمون روی عکس بیشتره یا متن . درواقع کدوم رو میخوایم مخاطب اول ببینه و بعد براساس اینکه به چه زبانی مینویسیم مهم تره رو بذاریم سمتی که اول چشم مخاطب میبینه
مثلا اگه مخاطب فارسی زبانه المان مهمتر (متن یا عکس) رو میذاریم سمت راست. .
اصولا تصویر سمت راست و نوشته سمت چپ برای فارسی زبانان قابل فهمتر است راضیه جان.
کدام برند ایرانی از صفت منفی تاکنون استفاده کرده است؟
برای این سوال من این مثال به ذهنم میرسه که روانشناسی که تخصصش اضظراب و افسردگی هست از این شعار استفاده کنه مثلا “ناک اوت کردن سگ سیاه افسردگی ”
ولی خب این برای برند خاصی نیست و فکر هم نمیکنم خیلی درست باشه D:
جواب ابین سوال رو خودتون میدید لطفا
من راجع بهش خیلی کنجکاو شدم D:
کدام برند ایرانی از صفت منفی تاکنون استفاده کرده است؟
برای این سوال من این مثال به ذهنم میرسه که روانشناسی که تخصصش اضظراب و افسردگی هست از این شعار استفاده کنه مثلا “ناک اوت کردن سگ سیاه افسردگی ”
ولی خب این برای برند خاصی نیست و فکر هم نمیکنم خیلی درست باشه D:
جواب ابین سوال رو خودتون میدید لطفا
من راجع بهش خیلی کنجکاو شدم D:
این مطلب حرف نداشت
چرا اینقد کم؟
پرسونای یک گروه از مخاطبها به این شکل هست:
خانم متأهل با یک فرزند، ساکن حومه کرج، خانهدار، رنج سنی 25 تا 30، از نظر فرهنگی، برونگرا، شهودی، احساسی، ملاحظهگر.
خانم متأهل خانهداری که یک فرزند خردسال داره و از خانۀ پدریش دوره.
سوالاتی که هنگام گرفتن تپسی تو ذهنش میاد این هست که:
1. ماشین راحت هست یا مشکلات فنی و ظاهری داره (در و قفل خراب ،شیشه پاک کن خراب و…)؟
2. لوازم گرمایش و سرمایشی ماشین خوب کار میکنه؟
3. راننده به مسیرها تسلط داره و میتونه با کمترین ترافیک و دردسری به مقصد برسه؟
4. آدم محترم و قابل اعتمادی هست؟
اگر این متن تبلیغاتی تپسی رو در نظر بگیریم «فرمون، شاید همون فرمونه. اماتپسی به فرمان شما است» این سوالات میتونه به ذهنش بیاد:
1. این یعنی راننده توجه زیادی به خواسته و نیاز من داره؟
2. میتونه با بچه و سروصدای احتمالیش کنار بیاد؟
3. اگر مشکلی برام پیش بیاد، میتونه خارج از وضعیت راننده بودن کمک کنه؟
4. تو رانندگی بهاندازۀ کافی احتیاط میکنه تا مشکل و اتفاقی پیش نیاد؟
دغدغههایی که یک خانم خانهدار با وجود بچه میتونه زمان گرفتن تپسی داشته باشه:
1. راننده میتونه زمان گریه کردن و بهانهگیری بچه، آرامش خودش رو حفظ کنه و خوب برخورد کنه؟
2. اگر مسیر دور یا پرترافیکی بخوام برم میتونه فضای داخل ماشین و مسیر رانندگی رو مدیریت کنه؟
3. اگر اتفاق ناگهانی پیش اومد توان مدیریت و کمک کردن داره؟
چنین پرسونایی زمانی رضایت خاطر پیدا میکنه که تپسی با پیامهای تبلیغاتی:
دغدغۀ همراهی بچه رو برای اون کاهش بده.
برای مشکلات و اتفاقهایی که با وجود بچه ممکنه در طول مسیر پیش بیاد، از نگرانیش کم کنه.
باتوجهبه وضعیت مسافر، برای کم کردن سختی سفر با بچه، بهترین مسیر رو انتخاب کنه.
در طول سفر، بهصورت کاملاً ایمن رانندگی کنه و قوانین رو رعایت کنه تا احتمال آسیب کم بشه.
مخاطب پیام برای تپ سی میتواند از هر رده سنی باشد
معمولا افرادی که برای ترددهای کاری در طورل روز از اسنپ استفاده میکنند به زمان اهمیت میدهند
اولین سوالی که در ذهن مخاطب شکل میگیرد این است که استفاده از اسنپ در زمان صرفه جویی میکند؟
آیا هزینه آن مقرون به صرفه است؟
یکی از دغدغههای مخاطب این است که آیا میتواند در اسنپ با آرامش سفر کند؟
معمولا حل چالشهای ذهنی او با دادن وعده یک سفر راحت و سریع با هزینه کم حل میشود.
پرسونا: دختر جوان دهه 80 با رنج سنی 15 تا 18 سال، دانش آموز، برونگرا، شهودی و دارای تخیلات قوی، تصمیم گیری از روی احساسات، ملاحظه گر و انعطاف پذیر.
از خانه برای رفتن به کلاس زبان از تپسی استفاده میکند.
چه سوالاتی در ذهن دارد؟
1. آیا تپسی من را به موقع به کلاسم میرساند؟
2. آیا میتوانم به راننده اعتماد کنم؟
3. هزینه این مسیر برای من به صرفه است یا خیر؟
4. آیا ماشین راننده تمیز است و در شرایط کرونا بهداشت را رعایت میکند؟
چه سوالاتی بعد از دیدن عنوان کپی به ذهنش خطور میکند؟
کپی: رسوندن نوشدارو به سهراب کار ماست، با تپسی محترمانه سفر کنید.
1. آیا راه ها و مسیرهای مختلفی رو بلده که میتونه من رو به مقصدم سریعتر برسونه؟
2. آیا راننده به من احترام میگذارد؟ به خواسته هایم توجه نشان میدهد مثلا اگر از او بخواهم سیگار نکشد اینکار را انجام نمیدهد یا در کل مسیر به احترام من اصلا سیگاری روشن نمیکند؟
3. آیا امنیت کامل رو برای من ایجاد میکند؟
دغدغه: دغدغه اصلی من داشتن امنیت و اعتماد کامل به راننده است.
چه موردی موجب رضایت یا چالش تفکر او میشود؟
اگر با گرفتن تپسی راننده سریعا درخواست من رو قبول کنه و باعث تاخیر یا دیرآمدگی من در کلاس زبان نشود رضایت را برای من به همراه دارد.
به نظر من پرسونای مخاطب تپ سی کسانی هستند که دسترسی به ماشین شخصی ندارند یا میخواهند از ماشین شخصی استفاده نکنند به دلایل شخصی مانند: هزینه ی بنزین، ترافیک و…
افرادی که تپ سی میگیرند معمولا عجله دارند و وقت برایشان مهم است.
سوالاتی که ممکن است برای افراد پیش آید: مقایسه ی قیمت تپ سی با تاکسی یا رقیب او اسنپ است، آیا هزینه مقرون به صرفه است؟ آیا ماشین و راننده امنیت کافی دارند؟ چون ممکن است افراد وسیله ی مهمی با خود داشته باشند یا فرزند خود را با ماشین بفرستند. آیا ماشین از نظر فنی سالم است؟ در روزهای گرم روشن بودن سیستم سرمایشی و روزهای سرد سیستم گرمایشی میتواند راحتی بیشتری برای مسافر فراهم کند.
آیا راننده قابل اعتماد است؟ بعد از سفر مزاحمت ایجاد نکند.آیا به موقع به مقصد میرسم؟
راه حل ها: از طریق پشتیبانی که همیشه آنلاین و در دسترس باشد، امنیت خاطر را برای مسافر ایجاد کنیم. از طریق نقشه ی راه و مسیر های خلوت تر باعث شویم مسافر به موقع به مقصد برسد.
نرخ مسیر ها را به صرفه اعمال کنیم تا هم برای راننده و هم مسافر اوکی باشد.
پرسونای مخاطب من: مادرانی هستند که میخواهند فرزندشان را کلاس ببرند، خودشان ماشین دارند اما ترجیح میدهند بهخاطر امنیت بیشتر فرزندشان، در ماشین تنهایی رانندگی نکنند و از تپ سی استفاده میکنند.
1- آیا سر وقت و سریع ماشین میاد تا بهموقع به کلاس برسم؟
2- هزینه تپ سی به صرفهتر است یا اسنپ؟
3- راننده به مقررات رانندگی پایبنده، تند رانندگی نکند و خطری برای ما نداشته باشد؟
4- به سلامتی مسافر ان خود اهمیت میدهد، و از ماسک استفاده می کند؟
5- در صورت به وجود آمدن مشکل، پشتیبانی آن پاسخگو است و مشکل به وجود آمده را حل می کند؟
راه حل:
با نگاه کردن و مقایسه قیمت ها از به صرفه بودن قیمت مطمئن می شوند. با خواندن نظرات مسافرانی که از تپ سی استفاده کرده اند، می فهمد که رانندگان آن مورد اطمینان هستند. آرام رانندگی می کنند و از ماسک هم استفاده می کنند.مطمئن می شود اگر مشکلی برای مسافران پیش آمده ، پشتیبانی آنلاین، آن را حل کرده است. پس با خیال راحت ماشین را می گیرند و به کلاس فرزندشان به موقع می رسند.
پرسونا: فرشته 31 ساله که در قسمت حومه شهر زندگی میکند. محل کار و قرار با دوستانش معمولاً در مرکز شهر برگزار میشود و فرشته مجبور است از اپلیکیشنهای خدماتی خودرو استفاده کند. او پس از تحقیقات فراوان به این نتیجه رسید که استفاده از اپ تپسی میتواند برای او نسبت به دیگر اپها مفیدتر واقع شود.
سؤالاتی که فرشته در انتخاب اپ تپسی، پاسخ آنها را دریافت کرده است به شرح زیر هستند:
به علت دوری راه و دقیق بودن فرشته در رسیدن به موقع به محل قرارهایش، میزان دقیق بودن اپ و سفیران آن چقدر است؟
امنیت سفر با سفیران تپسی به چه صورت است و امکان اشتراکگذاری سفرها وجود دارد یا خیر؟
به علت اینکه در منطقه جغرافیایی دور از مرکز شهر زندگی میکند و درآمد بالایی ندارد، رنج قیمتگذاری سفرها برای فرشته چقدر در ماه خواهد بود؟ آیا میتواند از تخفیفهای سفرهای قبلی استفاده کند؟
مواقعی که دسترسی به اینترنت ندارد، میتواند پرداخت سفر را به راحتی انجام دهد؟
اگر مشکلی برای او در حین سفر پیش آمد، آیا میتواند راحت و سریع با پشتیبانها ارتباط برقرار کند؟
منطقه زندگی فرشته به لحاظ فرهنگی و مذهبی نسبت به بقیه مناطق شهر کمی متفاوت است، و والدین او هم کمی حساس هستند، بنابراین، آیا سفر با سفیران خانم برای او امکان دارد یا خیر؟
فرشته دختری دورنگراست و صحبت کردن با افراد غریبه به او استرس وارد میکند، آیا حقوق او به عنوان مسافر در سفرهای تپسی رعایت میشود؟
تپسی: با تپسی، ایمن به مقصدت برس
مخاطب این برند جوانی است که با تکنولوژی و کار کردن با گوشی آشنایی دارد. این جوان درونگرا است چون دوست ندارد با اتوبوس و مترو (که پر از آدماند) مسیری را طی کند. مخاطب تپ سی بر اساس عقل و منطق تصمیم میگیرد و چون محاسبه کرده که جابهجایی با تپسی نسبت به تاکسیهای دیگر بهصرفهتر است، از تپ سی استفاده میکند. دادههایش را بهوسیلهی حواس پنجگانهاش جمعآوری میکند و به حس ششم اعتقادی ندارد. کارهایش را از قبل برنامهریزی میکند و نظم در زندگیاش جریان دارد برای همین نمیخواهد با مترو یا اتوبوس به جایی برود چون احتمال اینکه او را دیر به مقصد برسانند، وجود دارد.
مخاطب تپ سی اغلب کسانی هستند که امکان استفاده از ماشین شخصی را ندارند و به دلایلی که میتواند ترافیک، مسیر غیر قابل دسترس، زمان کم، وسایل زیاد و… باشد، تمایلی به استفاده از وسایل نقلیه عمومی ندارند. برای استفاده از تپ سی میبایست با تکنولوژی و اینترنت آشنایی داشت بنابراین اکثر مخاطبین از سنین جوان هستند.
به صورت اختصاصی یک دسته از پرسونا را در نظر میگیریم آقایی 38 ساله به همراه خانواده (همسر و دو فرزند کوچک) که برای رفتن به فرودگاه از تپ سی استفاده میکند. به منظور رفتن به سفر از این سرویس استفاده میکند و زمان رسیدن به فرودگاه برایش اهمیت بسیار ی دارد.
1. معمولا خانوادههایی که فرزند کوچک دارند برای رسیدن به مقصد بیشتر عجله دارند زیرا زمان کمتری دارند و معمولا دیر آماده میشوند. نگران و مضطرب است که به پرواز و سفر خود میرسند یا خیر؟
2. آیا تپسی به موقع درخواست آن ها را قبول میکند؟ در طول مسیر گرفتار ترافیک میشوند یا نه؟ راننده مسیر مناسبی را برای رسیدن انتخاب میکند؟ آیا صندوق راننده برای وسایل احتمالی آنها جا دارد؟ آیا راننده با سرو صدای بچهها و شیطنتهای آنها مشکلی نخواهد داشت؟
3. کپی: راه شاید همون راهه، اما تپسی همراه شماست.
اینکه تپسی چه تفاوتی را در مسیر برای من ایجاد می کنه؟ یعنی در این مسیر زودتر می رسم؟ همراهی تپسی با من چطوریه؟ چه خدمات در قالب همراهی به من میده؟ هزینه این همراهی بیشتره یا کمتر؟ تفاوت این همراهی با سرویس های مشابه تاکسی اینترنتی چیه؟
4. دغدغه های او شامل به موقع رسیدن به پرواز و در ترافیک نبودن است. به موقع درخواست تپسی را قبول کردن، غر نزدن راننده نسبت به وسایل و چمدانهای مسافر
5. اگر به موقع به مقصد خود برسد و در طول مسیر به ترافیک نخورد رضایت خواهد داشت.
مریم یک دختر 26 ساله است که 2 سال از تحصیلات خود را در رشته حسابداری تمام کرده و الان یک سال است که در شرکت در حوزه دیجیتال مارکتینگ در بخش تهیه محتوا و بارگزاری در سایت فعالیت دارد.
از اینکه می تواند به طور مستقل کسب درامد داشته باشه خوشحال است ولی از مسیر روتینی که برایش ایجاد شده راضی نیست و به دنبال کاری هست که بتواند در آن آزادی عمل بیشتری داشته باشه.
باران یک دختر با انگیزه و سختکوش است که مشتاق پیشرفت و کسب مهارت های فردی است و برای خودش رویاهایی دارد ولی اهداف مشخصی ندارد. به همین دلیل در عین حال که شاغل است، باز هم به دنبال گزینه های بهنر و ارتقاء مهارتهای فردی خودش و در نهاییت تغییر مسیر شغلی است.
آزادی عمل برای باران مهم است و دوست دارد در محیط های کوچک و صمیمی کار کند. کارهای خلاقانه را دوست دارد و برای همین از روش ها و ابزارهای جدید برای استفاده در کارهایش استقبال می کند.
در این همه تلاش و سردرگمی های روزمره معمولا از حمل و نقل آنلاین برای رسیدن به دورهمی ها و یا محل کار خود استفاده می کند. از شرایط و پیشنهادهای ناوگان آنلاین استقبال می کند و هر کدام برای او صرفه اقتصادی و پشتیبانی بهتری داشته باشد انتخاب می کند. برای او مهم است به سرعت ماشین را فراخوانی کند .
در عین حال به طور کلی با تپ سی به دلیل تبلیغات خلاقانه و کوتاه و چالشی که دارد ارتباط خوبی گرفته است و معمولا از همان اپلیکیشن استفاده می کند. و در بین دوستان از آن صحبت می کند.
پرسونا:
مصطفی- 33 ساله- ساکن کرج- درآمد 8 میلیون تومان در ماه- کارمند- درونگرا- شهودی- تفکری- ملاحظهگر –
سوالاتی که در ذهنش پیش میآید:
1- آیا به موقع به مقصد میرسد؟
2- قیمتش در مقایسه با رقبا بهصرفهتر است یا نه؟
3-راننده اشراف کامل به مسیریابی دارد؟
4-آیا رانندگی سفیر ایمن است؟
5-از آنجایی که مصطفی دورنگرا است این سوال در ذهنش پیش میآید که آیا راننده با صحبت کردن باعث رنجش او خواهد شد؟
6-راننده پروتکلهای بهداشتی را رعایت کرده است؟
تحلیل مخاطب: ساکن رشت_
حقوق پایه حدود ۵/۵میلیون تومان_
کارمند شرکت خصوصی (برای رفت و آمد در روزهایی که خسته است یا شرایط جوی نامساعد است از تپ سی استفاده میکند)
زن
۲۵ تا ۳۰ ساله
مسلمان شیعه
در خانواده ای بازاری بزرگ شده و با ادبیات کوچه و بازار آشناست
به راحتی در اجتماع خواسته اش را بیان میکند
احساساتش سریع برانگیخته میشود اما رفتار منطقی از خود نشان میدهد.
موسیقی شاد دوست دارد. ترجیح میدهد در مسیر رفت و آمد به مجموعه موسیقی شخصی اش در گوشی گوش کند.
لباس پوشیدنش معمولا جلب توجه نمیکند.
برونگرا است
حسی است
منطقی تصمیم میگیرد
ادراکی است.
مهمترین مشکلش با تپ سی این است که در روزهای بارانی ماشین های تپ سی در دسترس نیستند.
هر دفعه که میخواهد سوار ماشین شود به راننده و محیط ماشین دقت میکند تا شرایط به نظرش قابل اعتماد به نظر برسد.
همیشه قبل از حرکت با راننده درباره مسیر حرکت صحبت میکند، هرچند معمولا چهره رانندگان گواه نارضایتی آنها از این رفتار است.
پرسونای در نظر گرفته شده برای تپ سی:
رده سنی: بین 18 تا 29 سال
گروه اقتصادی: B و B+
ویژگیهای شخصیتی:
• افراد بومی دیجیتال
• بهدنبال راحتترین گزینه
• طرفداری از خلاقیت و نوآوری
• منتقد و پرسشگر
• واقعبین
• تمایل به بیان آزادانهٔ نظرات خود دارد.
• مصرف کنندهٔ تجربههای خوب، سفر و جشنوارهها هستند.
• انعطاف پذیری خوبی در روند زندگی دارند.
• اهل جستوجو و مقایسهٔ نتایج هستند.
دغدغههای اصلی آنها که با کسبوکار مرتبط است:
• کیفیت ارائهٔ خدمات
• سرعت پاسخگویی بالا
• پشتیبانی مناسب
• در دسترس بودن
• مقرونبهصرفه بودن
• تعهد به مسئولیتهای اجتماعی
• UI و UX مناسب
مخاطب:
بانوان متولد دهه 30 تا 50
به سختی به افراد غریبه اعتماد میکنند.
آشنایی با فضای دیجیتال ندارند.
از ترافیک بیزارند.
وسواسی هستند.
به شدت محتاط هستند.
به سلامت خود اهمیت میدهند.
راه حل تپ سی:
تهیه کارت شناسایی برای رانندگان
ارائه کارت شناسایی به مخاطبین قبل از سوار شدن
تماس گرفتن با مخاطب هدف قبل از سوار شدن
ضرورت استفاده راننده از مسیریاب
انتخاب کوتاهترین و کم ترافیکترین مسیر
ضرورت استفاده از ماسک توسط و داشتن جدا کننده صندلی راننده
پرسونا: مریم، 23 ساله، دانشجو، درونگرا، نداشتن ماشین شخصی و عدم علاقه به استفاده از وسایل حملونقل عمومی به دلیل شیوع ویروس کرونا، اهل استفاده از تکنولوژی
سوالاتی که براش پیش میاد:
1- هزینه سفر نسبت به اسنپ و آژانس چقدر تفاوت داره؟
2- چقدر طول میکشه ماشین برسه؟
3- امنیت سفر چقدره؟
4- پروتکلهای بهداشتی رعایت میشه؟
5- چقدر احتمال داره راننده مسیر بهینه و با زمان کمتر را انتخاب کنه؟
6- پیشتیابی چقدر پاسخگوست؟
برای تبلیغات قبل از پرسونای مخاطب باید خود شرکت رو بررسی کنیم. کپی که مینویسیم باید همراستا با ارزشها یا اهداف شرکت باشه. از طرفی به نحوی طراحی بشه که برای بیشتر مشتریها با سلایق متفاوت، جذاب باشه.
از شرکت هم بپرسیم که هدفش برای این تبلیغات چیه؟ جذب مشتری جدید؟ برندینگ؟ تبدیل مشتری؟ و…
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تپسی رقیب سرسختی مثل اسنپ داره که خیلی روی خدماتش مانور میده.
اما یه نقطه ضعف داره؛ اون هم عدم محبوبیته.
پس ما برای تپسی باید تبلیغی رو بریم که صمیمیت و حس اعتماد مخاطب رو بیشتر کنیم.
نگاه اسنپ انگار از بالا به پایینه؛ پس ما باید سعی کنیم تو تبلیغمون سادگی و خودمونی بودن رو منتقل کنیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بعد از مشخص شدن هدف و مفهومی که در تبلیغ دنبالش هستیم، میرسیم به مدل ذهنی مخاطبمون:
مخاطبین تپسی اقشار متفاوتی از مردم هستند و گستردگی زیادی دارند. اما اصولا دیرشون شده، قرار مهمی دارند، باید به کلاس درس، جلسه فوری، مهمونی یا محل کار برسن. قشر دانشجو و کارمند بیشترین آمار رو بین این افراد دارند. من پرسونای دانشجویان رو بررسی می کنم. که خیلی از دغدغههاش رو میشه به بثیه اقشار هم تعمیم داد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زاویه دید من، بیشترین آمار مخاطبین تپسی، مربوط به دهه هشتادیها باشه؛ اونها:
دانشجو هستند —> کپی ما باید روی منظم بودن، سروقت رسیدن سفیرها و زود رسیدن به مقصد مانور بده.
راحت طلب هستند —> کپی درباره سادگی استفاده از اپ، درخواست ماشین و پرداخت باشه.
ولخرج هستند. مستقلند یا فارغ از وضع درآمدی خانواده؛ پول تو جیبی خوبی میگیرند —> کپی درباره اینکه هر ۱۰سفری که در یک هفته بگیرند فلان جایزه داده میشود. درواقع تشویق به سفر بیشتر
حوصله افراد غریبه رو ندارند —> کپی درباره حفظ حریم مسافر در طول سفر
عجولند —> کپی به حدی کوتاه باشد تا بتوانند بخوانند
عاشق موسیقی و کلام موزون هستند —> کپی با استفاده از کلمات آهنگین باشد
ترندهای روز را دنبال میکنند —> در کپی اشاره مستقیم و غیر مستقیم به یک ترند خوشایند کنیم
خانوادههایشان نگران امنیتشان هستند —> کپی درباره مطمئن بودن سفیران و احراز هویت دقیقشان
به دنبال هیجان، شادی، خنده و انرژی هستند، از ساختارشکنی و اتفاقات نو استقبال میکنند —> استفاده از کلمات هیجانانگیز ، شعارهای جدید و لحن شوخی در کپی + رنگ قرمز و نارنجی
در دوران همهگیری کرونا مسئله بهداشت براشون اولویت داره –> کپی ما باید روی استفاده از ماسک توسط سفیر و حفظ سلامت مسافر تمرکز کنه. به ظاهر و تمیزی اهمیت میدن —> کپی درباره تمیز بودن ظاهر و داخل ماشینها. سفر لوکس.
عموما سطح متوسط و بالاتره. اما این دلیل نمیشه که از هزینه بالا خوششون بیاد —> کپی ما برای وفادارسازی، باید روی ثابت نگهداشتن هزینهها و جلوگیری از افزایشش خبر بده
اونا هزینه میکنن که زودتر و در آرامش برسن به مقصدشون –> کپی ما باید اشاره کنه که سفیران تپسی راه بلد هستن و از مسیرهای کم ترافیک و بهتر شما رو به مقصد میرسونن.
مذهبی نیستند اما مذهب پرسونای تپسی و اکثر مشتریانش شیعه هست –> حواسمون باشه تو عزاداریهاش کپیهای شاد و فان نذاریم. از اسامی و کلمات شبههناک استفاده نکنیم. در عوض در جشنهاش میتونیم شریک باشیم.
پرسونای تپسی ایرانیه –> باید حواسمون به جشنهای ملی باشه.
بنده به دلیل نتوانستم به این تمرین شما پاسخ دهم:
1. چون این برند در شهرهای کوچک فعالیت نمیکند، اصلا با این برند آشنا نیستم و از خدمات آن خبر ندارم؛
2. شناخت مخاطب نیاز به مطالعه بیشتری دارد و محتوای این مقاله بهخوبی نتوانسته به درد این شناخت کمک کند.
با تشکر
منم با مورد اول شما موافقم منم شناختی از این برند و حوزه کاریش ندارم و به نوعی نمیتونم تصور کنم این برند چه نوع مخاطبی رو داره
یکی از پرسوناهای مخاطب تپسی، آقایی 38 ساله، ساکن تهران است که فوقلیسانس مدیریت بازرگانی دارد و به عنوان دیجیتال مارکتر در یک شرکت مشغول به کار است و درآمد ماهیانه او 20 میلیون تومان است.
از نظر تیپ شخصیتی برونگرا است و دوستان زیادی دارد؛ علاقه زیادی هم به دورهمی و تفریحات دسته جمعی دارد.
شهودی است و به جزییات اهمیت زیادی میدهد. از نظر تفکری یا احساسی بودن، شخصیت تفکری دارد و احساسات در تصمیمگیریهای او خیلی دخیل نیستند.
قضاوتگر است و کارهای روزمره خود را کاملاً طبق برنامهای که از پیش تعیین کرده پیش میبَرَد. به همین دلیل نظم و انضباط برای او خیلی مهم است.
یکی از عادتهای رفتاری او این است که معمولاً وقتی در ماشین است شبکههای اجتماعی خود را چک میکند و پیامهایی را که دریافت کرده جواب میدهد. گاهی هم اگر کار عقبافتادهای دارد که با تلفن همراه میتواند انجام دهد(مثل پرداخت قبوض)، از این فرصت برای انجام آن استفاده میکند.
سوالاتی که در ذهن این مخاطب است:
آیا ماشین کاملا سالم است؟
آیا مشکلی ندارد که در بین راه مجبور شویم توقف کنیم؟
آیا در این ماشین سکوت و آرامش برقرار است که بتوانم با تمرکز به کارهایم برسم؟
آیا راننده به بهداشت ماشینش اهمیت میدهد و فضای ماشین تمیز است؟
آیا راننده ظاهر مرتب و آراستهای دارد؟
آیا راننده آداب اجتماعی مثل کم صحبت کردن، در حضور دیگران با تلفن صحبت نکردن، اجازه گرفتن برای پخش موسیقی و … را رعایت میکند؟
آیا راننده با مسیرهای مختلف به خوبی آشنایی دارد که بتواند بدون سردرگمی و معطل شدن برای پیدا کردن آدرس مرا به مقصد برساند؟
سؤالاتی که با دیدن کپی «فرمان همان فرمان است، اما تپسی به فرمان شماست» به ذهن او میرسد:
آیا میتونم درخاست کنم صدای موسیقی یا رادیو را قطع کند تا به کارم برسم؟
آیا راننده به اندازه کافی با احتیاط رانندگی میکند تا مشکلی پیش نیاید که وقتم گرفته نشود؟
آیا لپتاپ یا تبلت در ماشین خود ندارد؟
آیا هزینه نشان داده شده در ابتدا و انتهای مسیر یکی است؟
آیا میتوانم کد تخفیفم را در سفری که خودم تعیین میکنم استفاده کنم؟
آیا میتوانم در صورت عدم رضایت از ماشین یا راننده به راحتی اعتراضم را به گوش شرکت برسانم و تقاضای رسیدگی کنم؟
آیا به انتقادات مشتریان رسیدگی میکنند؟
دغدغه:
به موقع به محل کار و قرارها رسیدن
رانندگی با آرامش برای اینکه با تکانهای زیاد ماشین و ایجاد استرس و ناآرامی سردرد میگیرد و این مسئله باعث میشود در محل کار تمرکز لازم را نداشته باشد.
تمیز بودن فضای ماشین و سالم بودن سیستمهای گرمایشی و سرمایشی
رضایت خاطر:
زمان مهمترین مسئله برای این پرسونا است؛ پس زمانی رضایتخاطر کامل دارد که وقتی درخواست ماشین کرد، خیلی زود درخواستش پذیرفته شود و ماشین بیاید.
آرامش و آسایش او در این سفر تأمین شود.
راننده کاملا قوانین راهنمایی و رانندگی را رعایت کند تا با آرامش و بدون خطر سفر کنند.
اتفاق پیشبینی نشدهای مثل خراب شدن ماشین، درگیر شدن راننده با دیگران، و… پیش نیاید تا سر موقع به مقصد خود برسد.
ی
با توجه به سیستم کاری تپسی، مخاطب های ما به دو دسته تقسیم میشوند دسته اول رانندگان هستند. قاعدتا یک دسته از مخاطبین تپسی را تشکیل میدهند. این پروسنا حسن 26 ساله و دارای یک خودرو است که به صورت دائم یا پاره وقت کار میکند. در این گروه از پرسونا یکی از مهم ترین مسائلی که برای آن ها اهمیت دارد استعلاک خودرویشان است و هزینه هایی که باید صرف خوردو شود که به واسطه ان نحوه قیمت گزاری سفر ها وسایر امکانات قابل توجه میشود.
دسته دوم ازمخاطبین افرادی هستند که از سرویس تاکسی آنلاین قبلا استفاده کرده اند و با سایر رقبا آشنایی دارند و یا به تازگی با این امکان آشنا شده اند و به سراغ تپسی آمده اند. پرسونای این دسته علی با سن 24 سال است.
علی به دنبال سرویسی است که هزینه سفر آن مقرون به صرفه و البته در مقایسه با سایر رقبا(اگر که با آن ها اشنایی داشته باشد) بهتر باشد. نکته ی دیگری که علی مدنظر دارد مدت زمانی است که راننده سفر را قبول کرده و خود را به مبدا میرساند. این موضوع در ساعات طلایی کار مث ساعات ابتدایی روز که بسیاری از دانش اموزان و کارمندان قصد سفر دارند، ساعات انتهایی کار ادارات و مدارس که قصد برگشت دارند و دیگر ساعات طلایی روز که در روز ها و هفته های مختلف است. از اهمیت بیشتری برخوردار است. امکانات خودرویی که سفر را قبول کرده نظیر کولر، موسیقی، تمیز بودن و.. نیز برای علی دارای اهمیت است. استفاده از تخفیف های ویژه مسافرین به شیوه های گوناگون و مدت زمانی که برای استفاده از تخفیفات برای مسافر در نظر گرفته شده نیز مهم است.
با سلام
مخاطب شرکت تپسی از قشر جوانان هستند و اونها گوشی های هوشمند دارند بنابراین اونها تو چند شبکه اجتماعی عضو هستند بنابریان از اتفقاقات روز چامعه با خبر هستند و گسانی هستند که دوست دارند سریع کارشون انجام بشه و راحت طلب هستند و اونها کارهاشون را انلاین انجام میدهند انتظارات اونها این است که سریع کار انجام بشه ماشین تمیز باشه راننده جوان باشه .